آشنایی با مفهوم تجربه کارکنان (EX) در سازمان
در علم مدیریت منابع انسانی، مفاهیمی وجود دارد که بر روابط میان کارکنان و سازمان دلالت دارد. یکی از این مفاهیم تجربه کارکنان یا (Employee Experience ) است. این عبارت نشاندهنده تمام تجربیاتی است که کارمندان در سازمان به دست آوردهاند. برخی از این تجربیات اثر مثبت و برخی دیگر تاثیرات منفی بر کارکنان دارند. به همین خاطر با برنامهریزی و استراتژیهای مناسب میتوان به بهبود تجربه کارکنان در سازمان کمک کرد. البته قبل از به کارگیری روشهای بهبود تجربه کارکنان، باید با مفهوم آن آشنا شد. در ادامه با ما همراه شوید تا اصطلاح تجربه کارکنان را مورد بررسی قرار دهیم.
تجربه کارکنان (EX) به چه معناست؟
به طور کلی، تجربه کارکنان، شامل تمام تجربیات آنها اعم از تجربیات فرهنگی، دیجیتالی، فیزیکی و … در سازمان میشود. کارکنان در هر بخشی از محیط کاری خود، تجربیاتی را کسب میکنند که بر ادامه فعالیت آنها در سازمان تاثیر میگذارد. این تجربیات مانند تعامل با مدیران، همکاران، استفاده از ابزارها یا فناوریهای خاص یا تجربه امور فیزیکی است. کلیه ارتباطات و تعاملاتی که کارمندان در سازمان دارند، در دسته تجربیات آنها قرار میگیرد.
در اصطلاحات مدیریتی به تجربه کارکنان (Employee Experience ) یا مخفف آن (EX) میگویند. مدیران هر سازمان در ایجاد تجربیات خوب و مثبت برای کارکنان نقش اول را دارند. آنها با ایجاد محیط کاری پویا، فرهنگ منجسم سازمانی، توسعه شغلی کارمندان و ایجاد فرصتهای شغلی خوب میتوانند تجربیات کارکنان خود را بهبود بخشند.
اهمیت تجربه کارکنان در سازمان
بازار رقابتی و دنیای پر از تغییرات کسبوکارها، سازمانها را در مسیر رقابت با یک دیگر قرار میدهد. یکی از اقدامات مهمی که در پیشرفت سازمانها و شرکتها نقش تعیینکننده دارد، نیروهای مستعد و فعال است. زمانی که سازمان استراتژیهای راهبردی برای تجربیات و رضایت شغلی کارکنان داشته باشد، نیروها نقش سازندهتری خواهند داشت. در علم مدیریت، بهبود تجربه کارکنان و مدیریت این تجارب دو عامل اصلی برای دستیابی به موفقیت و رشد هستند.
بنابراین مهمترین عامل موفقیت و توسعه در سازمانها، کارکنان خوب با تجربیات ارزنده هستند. بهبود تجربه کارکنان باعث افزایش بهرهوری و ایجاد امید و انگیزه میشود.
انواع تجربیات کارکنان در سازمان
همانطور که گفته شد، تجربیات کارکنان یک سازمان را میتوان در ابعاد مختلفی بررسی کرد. تجربیات با توجه به شکلگیری و ماهیتی که دارند به انواع مختلفی تقسیمبندی شده و هر یک از این تجربیات زمینهساز بروز رضایت شغلی یا عدم آن میشوند. در ادامه انواع عوامل موثر بر تجربه کارکنان را برمیشماریم.
تجربه دیجیتال کارمندان
کارکنان در هر موقعیت و جایگاه شغلی که قرار دارند، از ابزار و تجهیزات مختلفی استفاده میکنند. بهرهگیری از فناوری و تکنولوژی در انجام وظایف، برای کارکنان یک تجربه فناوری مدرن به شمار رفته و باعث کارایی بهتر و موثرتر میشود.
تجربه فیزیکی کارمندان
تجربه فیزیکی، دربردارنده کلیه عوامل محیط کار از جمله نورپردازی، دما، صدا، تجهیزات موجود در محیط و فضای کاری میشود. شرایط فیزیکی دشوار، تجربیات نامحبوبی را از شغل در ذهن کارکنان به جا میگذارد. در صورتی که محیطهای مثبت و خلاق با شرایط محیطی مثبتی که دارند به ایجاد تجربه فیزیکی مطلوب کمک میکنند.
تجربه فرهنگی کارمندان
قوانین و مقرارت، ارزشها، باورها، برند سازمانی، اجتماعات شغلی، اصول مدیریتی و جو حاکم بر محیط کار، تجربیات فرهنگی را برای کارمندان در سازمان رقم میزنند. نحوه رویارویی با بحرانها و شرایط سخت یکی از مهمترین تجربیات فرهنگی سازمان است.
تجربه مشارکتی کارمندان
کارکنانی که در سازمان نقش مشارکتی و همکاری داشته و در تصمیمگیریهای مختلف، ایدهپردازیها یا مدیریت شرایط خاص نقش داشتهاند، تجربه خوبی از کار خود کسبکردهاند و در نتیجه از جایگاه شغلی خود راضی بوده و به بهرهوری بهتر کمک میکنند.
تجربه رهبری مدیران سازمان
کارمندان ترجیح میدهند در سازمانها و ارگانهایی مشغول به فعالیت باشند که روابط و تعاملات مثبتی بین مدیران و پرسنل برقرا باشد. کیفیت و سبک مدیریتی به طور مستقیم بر میزان رضایت و تجربیات کارکنان اثربخش است. به همین خاطر مدیران لایق و متفکر برای بهبود تجربه کارکنان خود باید به دنبال جلب اعتماد، رضایت و وفاداری کارکنان باشند.
فرصتهای توسعه شغل کارمندان
بر اساس آمارها، کارمندان در جایگاه شغلی که امکان رشد و توسعه داشته باشند موفقتر عمل میکنند. به همین خاطر برای بهبود تجربیات کارکنان و همچنین افزایش کارایی و بهرهوری، باید فرصتهای شغلی مناسبی برای نیروها فراهم باشد.
تجربه تعادل کار و زندگی
تجربه کارکنان زمانی مثبت خواهد بود که بین کار و زندگی آنها توازن و تعادل برقرار باشد. مدیران باید سیاستگذاریهایی را در پیش بگیرند که در نتیجه آن رضایت و احساس خوشبختی کارکنان باشد.
پاداش و تقدیر کارکنان
قدردانی از کارکنان و توجه به عملکرد و بازدهی آنها، نشاندهنده ارزش و احترام مدیران به کارکنان است. این امر باعث تقویت حس رضایت و خوشحالی نیروها شده و برای آنها تجربیات مثبتی را به جا میگذارد.
روشهای بهبود تجربیات کارکنان
ارتقا و بهبود هر یک از عوامل نام برده شده میتواند باعث رضایت شغلی و بهبود تجربه کارکنان شود. بنابراین میتوان با بهکارگیری امکانات فناورانه و هوشمند، ایجاد محیط راحت و مناسب، تسهیل ارتباطات، تقویت فرهنگ سازمان، سیاستگذاریهای قدردانی و تشکر، توسعه جایگاه شغلی و برقراری تعادل بین کار و زندگی، تجربه کارکنان را بهبود بخشید. البته برای هر یک از این اقدامات باید استراتژیها و رویکردهای مثبت درنظر گرفت.
در واقع تجربه کارکنان زمانی بهبود مییابد که انتظارات آنها برآورده شده و تجارب ناخوشایندی در کارنامه کاری آنها ثبت نشود. برای بهبود تجربه و ذهنیت کارکنان یک سازمان، باید رویه اصولی را در پیش گرفت. اولین راهکار برای تقویت محیط کار و سازمان مثبت و تجربیات خوب، مدیریت عملکرد است. کارکنان هر بازدهی و کارایی که در سازمان دارند، باید بابت آن تشویق یا تنبیه شوند. در واقع سازمانها باید توانایی مدیریت عملکرد را داشته باشند.
در وهله بعدی برای کارمندان باید چارچوب امن و حرفهای را ایجاد کرده و برای آنها اهداف، ارزشها و شیوهنامهای تعیین کنید. استفاده از تکنولوژی و فناوری به میزان قابل توجهی میتواند به بهبود تجربه کارکنان بیانجامد. همچنین هوشمندسازی میتواند بازدهی سازمان را ارتقا دهد. در تمام ابعاد مدیریتی و عملکردی سازمان،؛ باید شفافیت وجود داشته باشد. ایجاد فرهنگ شفافسازی تجربه مطلوبی برای کارکنان رقم میزند.
تاثیر بهبود تجربه کارکنان بر رضایت شغلی
بهبود تجربه کارکنان و افزایش رضایت شغلی دارای ارتباط دوسویه با یک دیگر هستند. هر اندازه که سازمان رضایت شغلی کارکنان را به دست آورد، تجربه آنها بهبود مییابد و بالعکس. با مدیریت اصولی و درست سازمان از هر جهت میتوان تجربه کارکنان را بهبود بخشیده و رضایت آنها را جلب نمود.
ایجاد فرهنگ سازمانی مثبت، محیط کار خلاق، توسعه بهرهگیری از تکنولوژی و فناوریها کمک میکند بستر مناسبی برای کار و فعالیت کارکنان به وجود آمده و آنها با رضایت بیشتری به وظایف خود رسیدگی کنند. هنگامی که کارکنان در محیط کاری خود، احساس آرامش و ارزشمند بودن داشته و نیازهای خود را برآورده ببینند، عملکرد مناسبی داشته و میزان رضایت بیشتری خواهند داشت. باتوجه به این که عوامل موثر بر بهبود تجربه کاری و میزان رضایت شغلی یکی است، میتوان این دو مفهوم را مشابه یک دیگر دانست.
بهبود تجربه کارکنان سازمان نقش بسزایی در بهرهوری ارگان، سوددهی، جذب استعدادها و حتی نرخ نگهداشت نیرو میشود. به همین خاطر باید از ابزارها و مفاهیم در دسترس برای ایجاد تجربیات مثبت استفاده کرد. با برآوردهسازی توقعات و نیازهای کارمندان در محیط کاری میتوان در تمام جوانب برای آنها محیط پویایی را خلق کرد که در نتیجه آن، کارمندان راضی و خوشحال به بهرهوری بیشتر کمک میکنند.