کارفرما برای برندسازی چه استراتژی باید داشته باشد؟
برند کارفرمایی ذهنیتی از سازمان است که به بهبود نرخ نگهداشت نیرو و استعفا میانجامد. مدیران یک سازمان برای ساخت و ارتقا برند کارفرمایی قوی، باید استراتژی درست و اصولی داشته باشد. استراتژی برند کارفرمایی باید دربردارنده اهداف سازمان بوده و در راستای پیشرفت برند باشد. بهکارگیری سیاستهای مناسب، به افزایش بهرهوری و توان سازمان کمک میکند. داشتن برند کارفرمایی موفق نه تنها به جذب استعدادها، وفاداری کارکنان و اعتبار سازمان کمک میکند، بلکه یک ساختار منسجم و قدرتمند در تصور مشتریان و عام مردم میسازد.
استراتژی برند کارفرمایی چیست؟

استراتژی یا سیاستگذاری برند کارفرمایی، شامل اقدامات، فعالیتها، پیامها و راهکارهایی است که برای جذب نیرو به کار گرفته شده و باعث انگیزش کارمندان میشود. در واقع استراتژی برند کارفرمایی، برنامه و نقشهای است که متناسب با اهداف سازمان به کار گرفته میشود تا پیشفرض مطلوبی را در ذهن کارجویان ایجاد کند.
یک استراتژی قدرتمند باید بیانگر فرهنگ سازمان بوده و متناسب با ارزشهای مجموعه باشد.
عناصر کلیدی متعددی در سیاستگذاری برند کارفرمایی نقش ایفا میکنند که مهمترین آنها ارزش و هویت سازمان است. تصوری که از سازمان در ذهن مخاطب ایجاد میشود باید پاسخگوی نیازها و سوالات وی باشد. کارجویان، به سازمانی توجه میکنند که برای آنها اهمیت قائل شود و این ارزشمند پنداشتن کارکنان باید در بین مخاطبان دیده شود.
اهمیت استراتژی خوب در برندسازی
برندسازی به ترسیم یک مسیر مشخص در جهت احقاق اهداف سازمان اطلاق میشود. سازمان بدون استراتژی برای برندسازی، مانند ساخت ساختمان بدون نقشه است. در واقع رویکردهای یک سازمان تعیین میکند که چه تصویری در ذهن افراد به جا بماند. سیاستگذاریهای دقیق برند کارفرما کمک میکند انتقال پیام بین سازمان و مخاطبان به درستی صورت بگیرد. این مخاطبان میتوانند کارکنان فعلی و آینده، مشتریان و یا عام مردم باشد.
استراتژی قدرتمند به یک سازمان این امکان را میدهد تا فعالیتهای خود را بر اساس اثربخشی چیدمان کند. همچنین فرصت بهینهسازی و جبران اشتباهات و نقاط ضعف را به وجود میآورد. سیاستهای یک سازمان باعث میشود برندهای داخلی و خارجی در یک حوزه، همسو و همراستا شوند؛ که در نتیجه آن سازمانها جایگاه ثابتی را در بازار کار رقابتی خواهند داشت.
برای انجام هر فعالیتی باید به برنامهریزی و رویکرد مشخصی داشت. استراتژی برندسازی کارفرما، مسیر و اقدامات شفافی را برای توسعه سازمان و واقعیتهای آن تعریف میکند. در نهایت، اهمیت استراتژی خوب در برندسازی، در موفقیت سازمان و دستیابی و به اهداف و اعتماد مخاطبان، بروز پیدا میکند.
شاخص برند کارفرمایی
برندهای کارفرمایی مختلفی در مجموعهها و موسسات مختلف در حال ایجاد است که بازدهی آنها با یکدیگر متفاوت است. شاخص برند کارفرمایی در واقع معیارهایی است که برای سنجش برند مورد استفاده قرار میگیرد تا بازدهی و قدرت برند را مشخص کند. عوامل مختلفی در تعیین این شاخصها موثر هستند که در نهایت یک برند کارفرمایی را خواهند ساخت. استراتژی برندسازی کارفرمایی در سازمانهای مختلف متفاوت است.
چگونگی سیاستگذاری برند کارفرمایی
استراتژی یک برند سازمانی باید بر اساس چارچوبها و اصولی طراحی و تنظیم شود که باعث توسعه مجموعه شود. این رویکردها باید طبق چشماندازها، فرهنگ و ارزشهای سازمان تدوین شده و در جهت بازاریابی و جذب استعدادها موثر واقع شود. برای شکلگیری یک برند قوی و هنجار که بین مردم پذیرفته شود، ابتدا باید ارزشهای که سازمان به کارمندان خود ارائه میکند، به صورت شفاف شناسایی و تعریف شود.
در مرحله بعدی باید سیاستها و رویهیی در حوزه تجارب کارمندان، جذب نیروف فرهنگسازی و ارتباطات اتخاذ شده که در تمام سطوح سازمان قابل اجرا باشد. مشارکت منابع انسانی و مدیران در بازنگری و طراحی این سیاستها میتواند موثر باشد. در ادامه مراحل سیاستگذاری موفقی یک برند کارفرمایی را به طور جامع بررسی خواهیم کرد.
بررسی وضعیت برند
برای تدوین استراتژیهای کارآمد، برای ساخت و توسعه برند کارفرمایی، باید وضعیت برند را در موقعیت فعلی بررسی نمود. بدین منظور باید تحلیل و بازرسی را از درون سازمان آغاز کرد. با بررسی تجربه فعلی کارکنان، دریافت بازخوردها و تحلیل فرهنگ سازمانی، میتوان نقاط ضعف برند فعلی را شناسایی کرده و اهداف خود را دقیقتر و بهتر تعریف نمود. تحلیل بیرونی برند نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. با بررسی بازخورد متقاضیان شغلی و تحلیل تصویر عمومی برند در فضای اجتماعی، میتوان به دیدگاه بیرونی از سازمان دست یافته و با رقبا مقایسه کرد.
موثرترین روش برای تحلیل وضعیت فعلی برند، ارزیابی از دیدگاه رقبا است. به همین دلیل تحلیل بیرونی برند سازمان، تاثیر بسزایی در ترسیم استراتژیهای برندسازی دارد. طرح پرسش، سازمان تا چه حد توانسته در جلب رضایت کارکنان و ایجاد مزیت رقابتی موفق عمل کند؟ و پرسشهایی که از کارکنان دریافت میشود، بسیار کمککننده است.
اهداف برندسازی کارفرما
برای ساخت یک برند کارفرمایی قدرتمند، باید برندسازی را از یک گامهای کوچک اما موثر آغاز کرد. فرآیند برندسازی باید با اهداف مشخص و استراتژی کارآمد، دنبال شده تا بتواند اثرگذار واقع شود. پس از شناسایی نقاط ضعف سازمان در برندسازی، باید اهداف به منظور تمرکز بر کمبودها و تبدیل نقاط ضعف به نقاط قوت تعیین شود. تعیین اهداف کوچک و قابل اجرا بر رشد پایدار برند اثرگذار خواهد بود.
به طور کلی، مهمترین اهداف سازمان از برندسازی، جذب کارکنان مستعد و همسو با ارزش و هنجارهای سازمان است. ایجاد برند کارفرمایی کمک میکند، کارجویان، سازمان را به عنوان محیط کاری حرفهای و پویا بشناسند. زمانی این هدف تحقق مییابد که کارکنان فعلی رضایت شغلی خود را بروز دهند. بنابراین ایجاد انگیزه، وفاداری و کاهش نرخ ترک خدمت، اهداف ثانویه سازمان هستند.
سازمان برای این که بتواند به اهداف طولانی مدت خود دستیابی پیدا کند، باید در زمان تعیین اهداف، امکان عملی شدن آن و هزینههای مورد نیاز را درنظر بگیرد. یک برند کارفرمایی مستحکم و موفق باید بر ایجاد مزیت رقابتی تمرکز کرده و تصورات مثبتی را در بازارکار از خود منعکس کند.
راهکارهای ایجاد برند کارفرمایی
- تعریف دقیق ارزش کارکنان: سازمان باید مشخص کند که کارمندان در محیط کاری، از چه مزایایی برخوردار هستند. برای ارزیابی میزان موفقیت ارزشهای کارکنان، باید رشد شغلی، فرهنگ کاری، پاداشها و … را درنظر گرفت.
- تقویت فرهنگ سازمانی: فرهنگ سازمانی باید به لحاظ عمل به وعدهها، بهبود تجربه کارکنان، ایجاد محیط کاری پویا و تقویت انگیزه کارکنان در مسیر رشد قرار بگیرد.
- تولید محتوای جذاب و تاثیرگذار: رسانهها و شبکههای اجتماعی در هویتبخشی به برند بسیار موثر هستند. با بهرهگیری از اصول تولید محتوا و نشان دادن واقعیتهای سازمان میتوان تصویر دقیق و مناسبی را از سازمان در ذهنها ماندگار کرد. مصاحبه با کارکنان و مشارکت دادن منابع انسانی در تولید محتوا، کمک شایانی به جذب استعداد دارد.
- بازخوردگیری و تحلیل: دریافت نظرات و دیدگاهها و تحلیل آنها میتواند به ایجاد برند کارفرمایی کمک کند. پایش مداوم و ارزیابی بازخوردها اطلاعات مفیدی به سازمانها میدهد.
ارزیابی عملکرد و شاخصها
برای ارزیابی عملکرد و اثربخشی استراتژیها باید شاخصهای مناسبی را درنظر گرفت. میزان اثربخشی استراتژی، رضایت کارجویان و دیدهشدن برند از مهمترین شاخصهای ارزیابی عملکرد است. با جمعآوری، تحلیل دادهها و مقایسه آنها با استانداردها میتوان میزان موفقیت سیاستگذاریها را بررسی کرد. در صورت وجود ایرادات باید تمهیدات جدیدی تدوین کرد.
چرا برند کارفرمایی قوی داشته باشیم؟
استعدادها و کارکنان متخصص پیشنهادات شغلی زیادی دارند. به همین خاطر، برندسازی کارفرما باعث افزایش نرخ جذب و نگهداشت نیرو میشود. یک برند کارفرمایی قوی، در هزینههای جذب نیرو صرفه ایجاد کرده و هزینه تبلیغات استخدامی و آژانسهای کاریابی را به حداقل کاهش میدهد. کارکنان به برندهای کارفرمایی قوی و حرفهای متعهد بوده و احتمال ترک شغل و غیبتها را پایین میآورد.
برندهای کارفرمایی موفق با ارائه مزایا مناسب به کارکنان، در آنها انگیزه ایجاد کرده و باعث افزایش بهرهوری میشود. این کار باعث ایجاد رقابت در بازارکار شده و برند اعتبار زیادی در بین رقبا مییابد. بهبود تجربه مشتریان، به حفظ تصویر مثبت برند و جذب مشتریان کمک کرده و برند را به شهرت میرساند.
جمعبندی
رقابت بین سازمانها در بازارکار باعث شده، برندسازی کارفرما اهمیت پیدا کند. از این رو سازمانهای مختلف از استراتژی برند کارفرما استقبال کرده و به دنبال رویکرد موثر برای برندسازی هستند. برند کارفرمایی موفق به جذب آسان نیروها و استعدادها کمک میکند. برندسازی به یک سازمان امکان رشد و توسعه را در بین مشتریان و کارمندان فعلی و آینده میدهد. البته در صورتی که استراتژیهای دقیق و کارآمد به کار گرفته شود. از همراهی شما عزیزان سپاسگزاریم.
