کارکنان نقش اول هر سازمان در عملکرد و بهرهوری هستند. سازمانهایی که پیشرفت کردهاند، رشد خود را مرهون منابع انسانی مستعد و موفق هستند. با افزایش بهرهوری کارکنان در محیط کار، سودآوری سازمانها بیشتر میشود. در واقع عملکرد سازمان با نیروهای فعال و باانگیزه بهبود یافته و خدمات و محصولات کیفیت بهتری خواهند داشت. بهبود بهرهوری کارکنان، در بازار کار سازمانها رقابتپذیری ایجاد میکند. در نتیجه نیروهای فعال، سازمان فرهنگ و برند خود را تقویت کرده و توسعه مییابد. در ادامه 4 روش کاربردی برای بهبود و ارتقای بهرهوری کارکنان یک سازمان را بررسی خواهیم کرد.
اقدامات مدیران برای افزایش بهرهوری کارکنان
یک مدیر رهبر و موفق سعی دارد با اقدامات کوچک اما موثر به نیروهای خود انگیزه و توان بهرهوری بیشتر را بدهد. استراتژی مدیریت هر سازمان با دیگری متفاوت است؛ بنابراین مدیران نقش کلیدی در ارتقای کیفیت عملکرد دارند. اولین اقدام یک مدیر خوب، الگو بودن است. فرهنگ سازمانی را مدیر آن سازمان ایجاد میکند. پس برای فرهنگسازی بهتر و موثر باید مدیران خود الگویی برای بهرهوری و خلاقیت باشند.
مدیران، خود باید اصول رفتاری چون عدم غیبت، مسئولیتپذیری، تلاش و کوشش، صداقت و برنامهریزی را رعایت کرده تا کارکنان از وی الگوبرداری کنند. همچنین یک مدیر لایق با درنظر گرفتن خدمات رفاهی موثر یا پاداشهای مختلف به ایجاد انگیزه در کارکنان میپردازند. در ساختار سازمان مدیران موظفاند، کارکنان از باارزشترین داراییها دانسته و برای توانمندسازی آنها، نیروها را در تصمیمگیریها شرکت دهند.
یکی از مهمترین راهکارها برای بهبود بهرهوری سازمانها، ایجاد روحیه کار تیمی است. برخی از سازمانها به دلیل نبود فرهنگ و آداب کار تیمی، توانایی انجام پروژه را به صورت گروهی ندارند. کار گروهی و متشکل از چند تخصص، به فعالیت بهتر و ایجاد انگیزه کارکنان کمک میکند. مدیران با اصلاح رفتار و تغییر نگرش خودف میتوانند مجموعهای موفق با کارکنان خلاق و بهرهور داشته باشند.
4 روش کاربردی افزایش بهرهوری کارکنان
استراتژیها و برنامهریزی هر سازمان در دستیابی به بهرهوری بیشتر، بر اساس نیازها، اهداف و وضعیت فعلی سازمان تعیین میشود. روشهای زیادی برای هر سازمان وجود دارد که میتواند آنها را به بهبود بهرهوری کارکنان برساند. در این بخش از مقاله مهمترین راهکارها که بارها آزمون و خطا شدهاند و بالاترین میزان رشد عملکرد در سازمان را دارند، را بررسی خواهیم کرد.
آموزش و توسعه مهارتها
سازمانها با فراهم آوردن شرایط آموزش و ارتقای مهارتهای کارکنان، به طور مستقیم بهرهوری خود را افزایش میدهند. یادگیری مستمر و به کار بستن دانستهها به کارکنان کمک میکند که با روشهای جدید و بهینهای، کارهای خود را انجام دهند. ارتقای مهارتها همزمان با پیشرفت فناوری و روشها، به توسعه فردی کارکنان کمک میکند. یادگیری مهارتها و روشهای جدید از نظر همگامسازی با تغییرات، بهبود توانمندیها، انعطافپذیری، خلق موقعیتهای جدید و بهبود فرصتهای شغلی اهمیت دارد.
محیط کاری مثبت و پویا
کارکنان برای عملکرد بهتر، باید در محیط آرام و پویایی فعالیت داشته باشند. محیط کاری مثبت بستر مناسبی را برای انجام امور مربوطه فراهم میکند. کارکنان در محیط کار باید از حق آزادی بیان، استفاده از امکانات، ارائه ایدهها بدون قضاوت و ذهن آرام برخوردار باشند. جو میان کارکنان و مدیران و فضای کاری متشنج از رشد و توسعه کارکنان در محل کار جلوگیری میکند. به همین خاطر باید محیط کاری را به وجود آورد که استرس کارکنان را کاهش داده و فرصتهای ایجاد ارتباطات قوی و حمایتی را به کارکنان بدهد.
ایجاد محیط کار خلاق و پویا نه تنها باعث افزایش بهرهوری کارکنان در محیط کار میشود، بلکه فرسودگی شغلی نیروها را کاهش داده و در افزایش رضایت شغلی کارمندان موثر است. فضای بدون استرس و حامی ایدهها، کارکنان را برای رویارویی با چالشهای مختلف آماده کرده و باعث پایداری بهرهوری در تمام موقعیتها به ویژه شرایط بحران میشود. روابط کاری بهبود یافته و در نتیجه ارتباطات جدیدی شکل میگیرد.
افراد فعالیت در یک محیط کاری آرام و مثبت را به دریافت حقوق و مزایای بالا ترجیح میدهند. زیرا فعالیت در چنین موقعیتهای شغلی باعث فرسودگی کارکنان و از بین بردن انگیزه و توان آنها میشود. با ایجاد شرایط کاری مناسب، نرخ جذب استعدادها ارتقا یافته و باعث نوآوری و خلاقیت میشود. کارکنان در محلی که حس امنیت و آزادی داشته باشند، بهرهوری بیشتری دارند.
تعیین اهداف و مسیر تحقق آنها
برای این که بهرهوری سازمانها و کارکنان تحت هر شرایطی حفظ شده و ارتقا یابد، باید از روشها و استراتژیهای کارآمد برای دستیابی به اهداف استفاده کرد. هدفگذاری باید صحیح و اصولی باشد به طوری که کلیه ارزشهای سازمان را دربر داشته و منطبق با فرهنگ سازمانی باشد. برای این کار باید چشماندازها و اهداف نهایی، کاملا شفاف مشخص شود. سپس باید اهداف کوچکی را برای دستیابی به اهداف نهایی تعریف کرده و مسیر و نقشه راه آن را تعریف کرد.
هدفی که تعیین و انتخاب میشود باید قابل اندازهگیری باشد. اهداف سازمان باید با یک مقیاس و معیار مشخص قابل ارزیابی باشند. برای هر هدف مشخصی باید زمانبندی داشت. اهداف باید در بازه زمانی مشخصی، به تحقق پیوسته باشند. یکی دیگر از ویژگیهای یک هدف کامل، قابل دسترسی بودن و مرتبط بودن آن است. اهداف باید در حیطه کاری سازمان بگنجد تا کارکنان بهرهوری بیشتری داشته باشند.
استفاده از تکنولوژی روز دنیا
گسترش فناوری در تمام حوزهها به طور مستقیم بر افزایش بهرهوری کارکنان اثر میگذارد. چگونگی استفاده از تکنولوژی از اهمیت بالایی برخوردار است. استفاده از تکنولوژیهای روز دنیا در مسیر دستیبابی به اهداف سازمان، کمک میکند وظایف کارکنان با دقت و سرعت بیشتری انجام شود. فناوریها در بخش مدیریت، زمانبندی، کارکرد بهینه و سریع، ابزارهای ارتباطی و تشویقی به کمک مدیران و سازمانها میآیند.
ابزارهای دیجیتال کارایی کارکنان را بهبود بخشیده و آنها را یاری میدهد تا در مدت زمان کوتاهی پیچیدهترین پروژهها را به سرانجام برسانند. بهکارگیری نرمافزارها در کاهش خطاهای اهمیت داشته و به همین واسطه به افزایش بهرهوری کارکنان کمک میکند. توسعه فناوری به سازمانها این امکان را داده تا در تمام بخشها هماهنگ باشند و به بهبود برقراری ارتباط آسان میانجامد. کارکنان یک سازمان با استفاده از فناوریهای جمعآوری و بایگانی دادهها به اطلاعات و منابع در کمترین زمان ممکن دسترسی خواهند داشت.
چرا بهرهوری کارکنان در محیط کاری تغییر نمیکند؟
در هر سازمان برای افزایش بهرهوری کارکنان موانعی وجود دارد. رفع این چالشها میتوان باعث بهبود بهرهوری کارکنان و سازمان شود. برای این کار ابتدا باید زیرساختهای بررسی کرده و موانع را از پیش رو برداشت. یکی دیگر از عوامل مهمی که سبب عدم تغییر مثبت بهرهوری کارکنان در محل کار میشود، نبود سیستم و استراتژی مناسب برای به کارگیری رویکردها و ارزیابی عملکرد است.
زمانی سیاستگذاریهای سازمان در جهت افزایش بهرهوری کارکنان عمل میکند که در طراحی و پیادهسازی آنها دقت شده و اثربخشی و قابل انجام بودن آن پیش از مراحل اجرایی آزموده شده باشد. پس از نیازسنجی سازمان و شناخت عوامل موثر در بهبود بهرهوری کارکنان باید روشهایی متناسب با نیازها به کارگرفته شده و در بازههای زمانی مختلف، ارزیابی صورت بگیرد.
مدیران یک سازمان با درک اهمیت افزایش بهرهوری کارکنان در محیط کار میتوانند راهکارها و روشهای را پیادهسازی کنند که در نتیجه آن، سازمان ارتقا و توسعه مییابد. تعیین اهداف، زمانبندی مناسب، محیط کاری پویا و استفاده از فناوریهای روز دنیا میتواند ابزارهایی برای دستیابی به اهداف سازمان باشد. موفقیت یک سازمان به افزایش بهرهوری کارکنان آن گره خورده است؛ بنابراین برای رشد و پیشرفت مجموعه باید روی کارکنان خود و بازدهی آنها متمرکز شد. از همراهی شما عزیزان سپاسگزاریم. نظرات و انتقادات خود را با ما به اشتراک بگذارید.
