سازمانها برای این که بتوانند در بازار رقابتی با حریفان خود به رقابت بپردازند؛ همواره باید دانستههای خودشان را افزایش دهند. بخش عمدهای از این دانستهها و دانش به سازمان مربوط میشود. به عبارت دیگر شناخت تواناییها، نقاط ضعف و قوت و یادگیری روشهای مدیریتی بر رفع ایرادات و اشتباهات دلالت دارد. همین امر موجب پیشرفت کسبوکارها شده و یادگیری سازمانی موفق تلقی میشود. برای آشنایی بیشتر با مفهوم یادگیری سازمانی تا انتهای این مقاله با دیجیرفاهی همراه باشید.
یادگیری سازمانی یعنی چه؟
یادگیری سازمانی فرآیندی است که در آن یک سازمان تواناییها و دانش خود را برای بهبود عملکرد، نوآوری و منطبقسازی با هدف و دستاورد مجموعه، توسط یادگیری دسته جمعی گسترش میدهد. به عبارت دیگر سازمانی که بر اساس یادگیری سازمانی استوار است از تجربیاتی که در طول سالهای فعالیت خود به دست آورده در جهت مدیریت و نوآوری استفاده میکند.
آموزشهای درون سازمانی باید دربردارنده تمام افراد مجموعه و فعالان باشد. برخلاف آموزشهای فردی، یادگیری سازمانی بر یادگیری همه سازمان از تجربیات، اشتباهات، خطاها و تعاملات متمرکز است. از ویژگیهای یادگیری سازمانی تحلیل ایرادات، اشتراکگذاری دانشها و سیستم آموزشی پویا و تسهیلگر است. با ایجاد حافظه دسته جمعی از بینشها، تجربیات و دانشها، تصمیمگیریها با پویایی و نوآوری همراه شده و تبدیل به اقدام میشود.
یادگیری واقعی چه زمانی باعث پیشرفت کسبوکار میشود؟
تنها یادگیری و دانستن برای پیشرفت کافی نیست؛ بلکه سازمان باید از دانش جدیدی که به دست آورده است برای بهبود اقدامات استراتژیک و تصمیمگیریها استفاده کند. چنانچه یادگیری سازمانی به درستی انجام شود، تصمیمگیریهای درون سازمانی با دقت، سرعت و راندمان بیشتری صورت میگیرد. زمانی که یادگیری به یک عادت و رفتار مبدل گردد، سازمان روند رشد سریعتری را در پیش میگیرد.
برای این که کسبوکارها پیشرفت داشته باشند باید نوآوری و بهبود مستمر را جزئی از سازمان خود بدانند. برای ارتقا محصولات، خدمات و فرآیندها باید یادگیری به طور مستمر ادامه یافته و نوآوری و خلاقیت تلفیق شود. هنگامی که همه سطوح سازمان درگیر یادگیری سازمانی شده و تنها به آموزش یک واحد یا افرادی خاص محدود نباشد. مشارکت همه افراد یک سازمان، سرعت ایدهپردازی، رفع اشتباهات و بهبود مستمر را بیشتر میکند.
یادگیری سازمانی باید در جهت رسیدن به اهداف و ارزشهای سازمان باشد. همه کارکنان باید در راستای تحقق اهداف مجموعه استراتژی مناسبی داشته باشند. دانش و مهارتها باید در بین بخشها و تیمها در گردش باشد. همچنین مجموعه و سازمان باید واکنش سریعتر و مطلوبتری نسبت به وقایع و مشکلات از خود نشان داده و هماهنگ با تغییرات پیچیده و سریع بازار رقبا باشد.
اقدامات و نشانههای یک سازمان یادگیرنده
- پذیرش اشتباه به جای سرزنش
در یادگیری سازمانی موفق، سرزنش جایی در سازمان ندارد. بلکه اشتباهات تحلیل و بررسی شده تا فرصت رشد برای مجموعه فراهم شود.
- اشتراکگذاری مستمر دانش
کارکنان بدون ترس از قضاوت یا رقابت و تنها با هدف کمک کردن به سازمان تجربیات و دانش خود را به اشتراک میگذارند.
- استفاده از فناوری
بهرهگیری از پلتفرمهای هوشمند اشتراک دانش، ابزارهای دیجیتال و روشهای بهروز میتواند یادگیری سازمانی را اثربخشتر کند.
- یادگیری از بازخوردها
مشتریان و کارکنان سازمان بازخوردهای خود را به مدیران ارجاع داده و مدیران با جمعآوری و تحلیل اطلاعات میتوانند نقایص خود را بهبود بخشند.
- یادگیری جمعی
در یادگیری سازمانی، همه آموختهها و تصمیمگیریها به صورت تیمی انجام میشود؛ این کار ضمن ارتقا میزان مهارت و علم کلیه افراد سازمان به افزایش عملکرد و تصمیمگیریهای درست میانجامد.
- توسعه مداوم مهارتها
یادگیری سازمانی محدود به زمان و مکان خاصی نیست؛ بلکه باید فرهنگ یک سازمان باشد. یادگیری مداوم فرصتهای توسعه فردی و شغلی بهتری را فراهم میکند.
- انعطافپذیری و تغییرپذیری
تدوین فرآیندهای مستمر و استراتژیها باید قابل تغییرات بوده و سازمان هم با این تغییرات سازگار باشد. مقاومت در برابر تغییرات نقطه مقابل یادگیری سازمانی است.
- حافظه سازمانی پایدار
اطلاعات، بازخوردها و دادهها برای یادگیری سازمانی باید مکتوب و بایگانی شده تا در آینده هم قابل دسترسی و مدیریت باشد.
چگونه یادگیری سازمانی به پیشرفت کسبوکار کمک میکند؟
در دنیای رقابتی کنونی که تمامی کسبوکارها استراتژیهای ویژهای برای کار خود دارند، یادگیری سازمانی یک عامل موفقیت محسوب میشود. این یادگیری در تمام سطوح سازمان صورت گرفته و با بهبود عملکرد و افزایش بهرهوری همراه است. در واقع پایه این یادگیری فعل و انفعالات درون و بیرون سازمان است که باید مورد بررسی قرار گرفته و با توجه به ویژگیهایی که دارد، استفاده شود.
در یادگیری سازمانی، کارکنان از هر فرصت و شرایطی برای آموزش دیدن استفاده کرده و دانستههای خود را به طور دسته جمعی ارزیابی و تحلیل میکنند. این آموزشها به تقویت مهارتها و انطباقپذیری کارکنان کمک کرده و از این طریق آنها را برای نوآوری، خلاقیت و پویایی آماده میسازد. یادگیری سازمانی را میتوان به سه فرآیند ایجاد، حفظ و انتقال دانش برای دستاوردهای بیشتر خلاصه کرد.
اهمیت یادگیری سازمانی
عملکرد یک سازمان با میزان مهارت، خلاقیت و دانش او ارتباط دارد. هر چه مهارتهای کارکنان یک سازمان ارتقا یابند، عملکرد مجموعه نیز بهتر خواهد شد. با روی کار آمدن فرهنگ یادگیری، بستر برای ایدهپردازی و راهکارهای خلاقانه برای حل مسئله فراهم میشود. هنگامی که در یک سازمان به مشکلات و مسائل به دید یک چالش نگاه کرد و فرآیندها را بهبود داد، هزینههای سازمان به طور مثبت کاهش یافته و کسبوکار پیشرفت میکند.
یادگیری سازمانی همافزایی را در بین کارکنان ایجاد کرده و باعث ارتقای تمامی افراد فعال در مجموعه میشود. بهبود تجربیات و نحوه مدیریت دانش در پی یادگیری سازمانی شکل میگیرد. همچنین سازمانهایی که بر یادگیری سازمانی تمرکز داشته و قصد پیشرفت و ارتقای عملکرد را دارند؛ وارد میدان رقابت با سازمانهای موفق شده و هر روز بهتر از دیروز خواهند شد. در نهایت تمام این دستاوردها کارکنان و مشتریان رضایت بیشتری از شغل و خدمات دارند.
فرآیند اجرای یادگیری سازمانی
در ابتدا باید نیازهای سازمان و نقاط ضعف آن را شناسایی کرده تا مسیر یادگیری مشخص شود. برای این کار باید سازمان را با مشکلات عملیاتی، کارایی ضعیف، نیازهای مشتری، فرهنگ استفاده از فناوری و رقابت بررسی کرده و کمبودها را استخراج کرد. در مرحله دوم، بایستی باتوجه به نیاز یادگیری اطلاعات و دادهها را جمعآوری کرده و آنها را تحلیل کرد. این اطلاعات شامل عملکرد گذشته سازمان و بازدهی آن، تجربیات سایر سازمانها، تحقیقات میدانی بازار و فرآیندها، فناوریهای جدید و کارآمد میشود.
با تحلیل و ارزیابی داده، درک بهتری از مشکلات، نیازها و ضعفهای سازمان ایجاد شده و میتوان مسیر بهتری را برای ایجاد دانش و بهبود عملکرد در پیش گرفت. ایجاد، حفظ و انتقال دانش دربردارنده مجموع تمامی اقدامات صورت گرفته است. در واقع اطلاعات و دانش به دست آمده از تحلیل و جمعآوریها بایدها و نبایدهای سازمان را مشخص کرده و این دانش حفظ و اصلاح شده به مدیران و واحدهای عملیاتی آینده ارجاع داده شود.
جمعبندی
برای پیشرفت کسبوکارها باید تولید دانش کرده و آن را در میان تمامی کارکنان توزیع کرد تا با استفاده از آن یادگیری سازمانی صورت بگیرد. با ایجاد فرهنگ یادگیری سازمانی میتوان از هر مسئله و چالش یک راهکار و ایده خلاقانه رویانده و به بهبود عملکرد و افزایش راندمان سازمان کمک کرد. البته این امر تنها با دانش و مدیریت رهبران یک سازمان میسر میشود. مدیران متعهد مسیر یادگیری مستمر، نوآوری، دسترسی به منابع و تکمیل فرآیند یادگیری را همواره میسازند.
